به گزارش خبرنگار سرویس گوناگون صد آنلاین، در آغاز پادشاهی خسرو پرویز، امپراتوری روم برای جلب رضایت شاه ایران صدها صندوق طلا و گروهی از زیبارویان رومی را بهعنوان هدیه فرستاد. جشن باشکوهی در دربار برپا شد و در اوج شادی، بوذرجمهر وزیر خردمند با صراحت پیشنهاد کرد: «سپاه را به مرز روم بفرستید.»
درباریان این سخن را با تمسخر پاسخ دادند، اما شاه که به درایت او ایمان داشت، فرمان را اجرا کرد.
لشکر ایران به مرز رسید و آشکار شد که رومیان قصد حمله داشتهاند؛ تنها حضور آماده ایرانیان، آنها را از یورش بازداشت. خسرو پرویز به نیرنگ دشمن پی برد، طلاها را تصاحب و فرستادگان روم را مجازات کرد.
او از وزیر پرسید: «چگونه دانستی؟»
بوذرجمهر گفت:
«دشمنی که صدها سال دشمن تو بوده، یکشبه دوستت نمیشود.»
این روایت تاریخی یادآور یک اصل جاودان در سیاست و امنیت است:
اعتمادِ سادهدلانه به دشمنِ دیرینه، آغاز فریب است؛ هوشیاری، بهترین سرمایهی ملتهاست.